خرید بک لینک

درباره سایت

سرزمین عاشقان بی معشوق

نام: گمنام شهرت: آواره شغل: عاشق نام پدر: پریشان نام مادر: گریان نام خواهر: نگران نام برادر: انتظار نام دوست: بی خیال نام مونس: درد محله: دیار فراموش شدگان مکتب: عاشقان جرم: به دنیا آمدن حکم صادره: محکوم به زندگی نشانی: شهر صفا، برزگراه وفا، میدان محبت، چهارراه آشنائی، خیابان سرگردانی، کوچه عشق، پلاک بیکران، منزل چشم انتظار........

امکانات وب

-->-->-->
-->-->--> -->-->-->

Ùx85ØxadÙx81Ùx84 صÙx85Ûx8cÙx85Ûx8c عاشÙx82اÙx86

-->-->--> -->-->-->
-->-->--> Blog Icons
-->-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->-->

آپÙx84Ùx88د Ùx86اÙx85ØxadدÙx88د عکس Ùx88 Ùx81اÛx8cÙx84

آپÙx84Ùx88د عکس


1--->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->

-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب

-->-->--> -->-->-->
خشك ِ خشك ِ خشك آمد ، قد سرو رعنا خشك 
برگ و بار سبزش ریخت ، شد ز بیخ و بالا خشك 

عشق و زندگی در یاد ، از نوك قلم افتاد 
بزم دل مهیّا لیك ، جوهر تمنّا خشك 

لحظه ، لحظهی توفان ، خاك تشنهی باران 
آسمان سیاه اما ، ابرهای نازا خشك 

رنگ سرخ گلها مرد ، سرخ اگر به چشمت خورد 
عطر سرخ فریاد است ، لخته لخته هر جا خشك 

چهره هالهای مبهم ، سینه راوی ماتم 
دیده لب به لب از اشك ، بامگونه امّا خشك 

این طلوع ویرانی است ، از چه میبرد؟ گر نیست 
رود زنده را تا مرگ ، روح چشمه را تا خشك 

خشكسال تر دامن ، میزند ز گل گردن 
گردن و تبر شد تر ، لیك باغ و صحرا خشك

برچسب: نویسنده: رامین تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1391 ساعت: 13:26

صفحه بندی